![]() |
![]() |
|
| هر که دلارام دید از دلش آرام رفت . . . چشم ندارد خلاف هر که در این دام رفت |
|
احمقانه نیست ؟ وقتی کف دستها زایمان کنند تاخروجی بیمارستان تنها چند دست به پیشانی ام مانده دلم را می زنم به دریا دریا ؟ همینکه اسم تو نیست ( انگار ماهی ها هم این را فهمیده اند ) جای هیچ تعریفی نمی پیچد تا ته مغزم ته بگیرد این تنم که بر تنم نمی خورد این لبم که ازلبم افتاده بربام کدام دام ازکبوتری بنشینم تا (9) ماه آزگار درشکم ماهی قلاب بیندازم که چی ؟ چراطعمه می زنی که ماهی سیر کنی و بعد ... از... زا... زاغکی نفرتی از این کلاس هم اگر می داشت دیداری که با کودکی ام ، تازه کن !! و پای در وهم بگذار
دردی عمیق در چاله ی استخوان هضم نمی شود ؟ من هنوز شبهای زیادی پای کرده ام در خواب تو نیستم ازنبودنت نمی میرم خیلی هنوز زیاد است کسی که با یادت بخوابم برده
۳۰ اردیبهشت . گردهم آیی بزرگ شاعران مازندران - یوش ... خانه شعر شمال
|
|
+ خط خطی شده در
یکشنبه 1386/02/09ساعت 11:20 بعد از ظهر توسط فاضل شیرزادفر |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| در مورد تلخ،شیرین،زندگی |
با کمال افتخار این وبلاگ رو تقدیم میکنم به دوست عزیز و خوبم
< احسان مهدیان > خودم : من فاضل هستم ـ همین . زین پیش اگر دم ازجنون می زده ام وانگه قدم از چرا و چون می زده ام عمری بزدم این در و چون بگشادند دیدم ز درون در برون می زده ام ( مولانا ) |
| خط خطی شده های قبل |
|
بهمن 1387 مرداد 1387 فروردین 1387 بهمن 1386 مهر 1386 تیر 1386 اردیبهشت 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 |
|
RSS
|